خرید بک لینک
یک سواد رسانهای انداختهاند توی دهانشان و چشمهایشان را بسته اند روی همه چیز. آدمی که از عقیدهاش دفاع میکند شاید یک روزی بشود بیدار کرد، اما کسی که به اسم عقایدش از منافعش مراقبت میکند منفعت را در خواب ماندن خواهد دید. شما که اینهمه حرف از سواد و کتاب میزنید یکبار هم نگاهی به کتاب خردورزی و خردستیزی در ایران بیندازید، ببینید مهلکترین ضربه را بعد از مغول چه کسانی به این خاک و جریان آن اندیشه در آن زدند. عموم مردم نه در این سرزمین که همه جای دنیا متاثر از هیجان و رسانه هستند اما اصرار به احمق فرض کردنشان درحالیکه سکان حماقت دست کسان دیگری است اگر نه از روی قصد و غرض، میبایست از حماقت عجیبی باشد.

برچسب: نویسنده: حسین محمدی تاريخ: پنجشنبه 14 مهر 1401 ساعت: 16:34

اینستاگرامم را پاک کردم. اضطراب چسبیده بود بیخ گلویم، ترکیب شده بود با نگرانی این هفتههای آخر، با نگرانی مامان و بابا. نه توانش را داشتم خبرها را دنبال نکنم نه میتوانستم آن ترس فلج کننده را تحمل کنم. خواب شبم بهم ریخته، تنفسم هم. حالا سنگین و کرخت و پر از دردهای استخوانی و عضلانیم. به تراپیست دسترسی ندارم، اینترنت را قطع کردهاند. چقدر همه چیز مضحک و غمانگیز است. ترانههای کوچک مربوطی بودیم که تکه تکه پرتمان کردند به هزار گوشهی جهان و در حنجره شکستیم. بغض شدیم، فریاد شدیم.

برچسب: نویسنده: حسین محمدی تاريخ: يکشنبه 10 مهر 1401 ساعت: 20:33

صفحه بندی